تبليغاتX
فراسوی چشم من
عاشقی پاک باش
 

دستم

      در تاب موهايش

                     گيج ميخورد

و

                                        لطافت و پاكي

                                               ان مشكين ابريشم

                                                              ارام جانم بود .

                   تو اي فرشته ي قشنگم

                        قسم به زيباييت

                       مرا در اغوش گير  و رها مكن .

 

+ نوشته شده در  86/10/30ساعت   توسط نازنین بانو | 
 

 اين منم

نازنين

 ولي اكنون ...

 

 برايم دعا كنيد .

 

+ نوشته شده در  86/10/27ساعت   توسط نازنین بانو | 

 

 سلام دوستاي گلم . خوبين ؟؟؟ اميدوارم هميشه شاداب و سلامت باشيد . نمي دونيد اين يه هفته چه قد حالم بد بود دقيقا هفته ي پيش فكر كردم دارم ميميرم چشمتون روز بد نبينه اسپاسم عضلات عمقي داشتم البته هنوزم يه كم مشكل دارم ولي دارم باهاش مي جنگم چون اين يه هفته حسابي از كار و زندگي انداختم . استراحت مطلق . برام دعا كنيد .

 

 اين تيكه درد دل يه بنده خدايي :

 امروز از صبح داره بارون خوشگلي مياد كه منو ياد روزاي خيلي خوب ميندازه . پائيز ۳ سال پيش رو يادم مياره زماني كه من خيلي كوچولو بودم ولي داشتم يه حس بزرگو تجربه مي كردم .

 نميدونيد چه حالي داشتم احساس مي كردم خوش بخت ترين دختر روي زمينم ميدونيد چرا ؟ چون كسي داشت اين حسو به من ميداد كه صد تا دوست دختر داشت و ... و هزار تا دختر هم حاضر بودن اين بشر فقط يه بار توي رويشون بخنده و ... ولي اين بشر از ته دل فقط منو داشت البته ميدونم كه خيلي مسخره است ولي فكر ميكنم براي يه دختر ۱۷ ساله اين يه امتياز بزرگ بوده .

 هر وقت بارون ميباره ياد روزايي مي افتم كه من ميگفتم دلم گرفته و اونم ميگفت نانا اخه چرا و   مي اومد دنبال منو و خواهرام و ميبردم بيرون و انقد سر به سرم ميذاشت كه اصلا ديگه نمي دونستم دل گرفتگي چيه .

 من ميدونم اون با تمام وجود منو دوست داشت ولي امان از دخترا كه هر چه خوبيست از نبود اين دختراي دم بريده اس . اميدوارم هر جا هست خوب و خوش وخرم باشه .

 ديشب خواب ديدم همسرش فوت كرده . من در كنار اونم . ولي نه چنين چيزي فقط در خواب عمليه .

 حالا بازم دوباره دلم گرفته ولي ... اه و افسوس كه كسي نيست كه آلام المم باشه .

 

 توي هواي باروني فقط ياد اين سروده ي حميد مصدق مي افتم :

 واي باران

 باران

شيشه ي پنجره را باران شست.

 از دل من اما

 چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟

 آسمان سربي رنگ

 من درون قفس سرد اتاقم دل تنگ .

 مي پرد مرغ نگاهم تا دور

واي باران

 باران

 پر مرغان نگاهم را باران شست .

 

+ نوشته شده در  86/10/21ساعت   توسط نازنین بانو | 

 

حرف را بايد زد !

درد را بايد گفت !

سخن از مهر من و جور تو نيست .

 سخن از متلاشي شدن دوستي است و عبث بودن پندار سرور اور مهر .

اشنايي با شور ؟

 و جدايي با درد ؟

و نشستن در بهت فراموشي

يا غرق غرور ؟

( حميد مصدق )

 

+ نوشته شده در  86/10/14ساعت   توسط نازنین بانو | 

 

 سلام دوستاي خوشگلم ، خوبين ؟؟؟

 ديديد بالاخره دي ماه كوفتي هم تموم شد ( يعني داره تموم ميشه )  . من واقعا از دي ماه بدم مياد البته از تير هم همين طور( اونم به دلايل كاملا شخصي ) . ولي عاشق بقيه ماههاي خدام مخصوصا بهمن ماه . بهترين ماه سال بهمن .

 بهمن ياداور روزاي خيلي خوبيه ، روزاي پاكي ، راستي و حباب هاي رنگي و ...

 تولد منم توي همين ماهه خوبه ، يه روز مقدس : ۵

هميشه روزاي ميلادم من يه هديه خوب از پروزدگارم دريافت ميكنم . امسالم بي صبرانه منتظرم . 

 بتون گفته بودم كه پروردگارم خيلي منو دوست داره ؟؟؟ حالا همه بدونيد منو خيلي دست داره .   نمونه اش لغو امتحانات بود كه براي همه كلي ضد حال شد ولي براي من كه توي فرجه ام استراحت مطلق بودم كلي حال بود . يه نمونش هم توي همين روزاي دي لعنتي بود كه وقتي داشتم به يكي عادت ( شايدم اسمش چيز ديگه اي بود ) ميكردم يه چيزايي چشمم رو باز كرد .

 خدايا شكرت .

 به اميد روزي كه در دنيايي زندگي كنيم كه عاري از پستي ، رذالت ، حماقت و دروغ باشه . هم چنان  اميدوارم .

 باي باي بوس بوس

 

+ نوشته شده در  86/10/01ساعت   توسط نازنین بانو |