تبليغاتX
فراسوی چشم من
عاشقی پاک باش
 

 سلام دوستاي هنرمندم ، خوبين ؟؟؟

از همين اول بگم كه :

 هم اكنون نيازمند ياري شما فيلمنامه نويس عزيز هستم .

پارسال تب نوشتن حسابي منو گرفته بود و شده بود دغدغه ي روز و شبم ، خوب منم يه سر وساموني به نوشته هام دادم و به كمك يه مهندس مهربون بردم پيش چند تا ناشر ، اونا هم تا ديدن كار اولمه خواستن به ميل خودشون تغييرات توش بدن و كم و زيادش كنن و هزار جور قر و اطوار ديگه ...

 بعد از اينكه حسابي خورد توي ذوقم  و همه يه جورايي روش نك و نال كردن منم قيدش و زدم تا اينكه يكي از دوستام بهم گفت كه نامزدش گفته : نوشته ي تو از لحاظ بصري خيلي به نويسنده كمك ميكنه ، فيلم نامش كن !!!

 منم واقعا از فوت و فن فيلم نامه نويسي هيچي نمي دونستم ، بهم گفتن برو كلاس ولي خوب ديگه ... ولي حالا فهميدم ميشه يه كاري كرد يعني طرح و نوشته ي اوليه از من باشه و يه نفر به عنوان فيلم نامه نويس ، فيلم نامش بكنه .

 حالا كي حاضره منو كمك كنه ؟ اگه مايل هستين بهم ايميل بزنيد يا ايميل يا شمارتون رو كامنت بذاريد تا بتونم باهاتون تماس بگيرم و صحبت هاي اوليه رو بكنيم . 

 

+ نوشته شده در  87/04/29ساعت   توسط نازنین بانو | 
 

 پدري جونم .

 اين آپ مخصوص تو هستش .

 براي اينكه پيش قدم بشم توي اشتي كردن .

 روزت مبارك .

 ديگه دوستم نداري ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستم داشته باش

 

 پدري روزت مبارك

( اين پرتقال هم واسه اينكه تو دوست داري ) 

+ نوشته شده در  87/04/25ساعت   توسط نازنین بانو | 
 

 

+ نوشته شده در  87/04/25ساعت   توسط نازنین بانو | 
 

 سلام دوستاي خوشگلم .

 خوبين ؟؟؟ تابستون خوش ميگذره ؟؟؟ به من كه . . .

 امروز ميخوام برم كلاس رانندگي !!! با يكي از دوستام . بشر گير سه پيچ داده بود كه بيا با هم بريم ، منم قبول كردم ولي الان اصلا راضي نيستم ، احساس ميكنم همش ميخواد سر از كارم در بياره !!! منم از ادماي فضول متنفر  ولي از حق نگذريم دختر خيلي خوبيه . . .

 خواستم بگم برين افتخار كنين به اين دوست سر به راهتون ( منظورم خودمم ) ميدونيد چرا ؟ ميدونيد تفريح شبانه ي من ( منظورم از ۱۲ شب به بعده  ) چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منچ همراه با ميل كردن لواشك كه ما تحت عنوان برنامه ي مل نام ميبريم .  البته بعد از فارغ شدن از برنامه ي مل مطالعه اي چند نيز انجام مي دهيم تا حدود ۳ و ۴ بامداد  روز هم كه مشغول تدريس و تمرين موسيقي ( راستي يادم رفت بگم بعد از مدت ها يه هنر جوي واقعي به پستم خورده ) و شعر و شاعري ومطالعاتي از اين قبيل  و گير عكس و عكاسي و روتوش  و لحظاتي چند مطالعه ي درسي و علمي و ترجمه و مقاله ايم  ‌‌‌‍‍‍( ـ به خودمان فاز داده ايم و از ضمير جمع استفاده كرده ايم ـ   )

 به خدا چند وقت پيش يه علامت سئوال گنده توي ذهنم رژه ميرفت : ما دختريم ( من و امثال من و كسايي توي اين مايه ها ) يا اونايي كه ... ؟؟؟؟؟  

 يادم بياريد در اينده ي نزديك حتما جرياناتي از  قبيل اينجور دختر ها رو بگم براتون .

 دوستتون دارم ، دوستم داشته باشيد

 باي باي بوس بوس

 

+ نوشته شده در  87/04/24ساعت   توسط نازنین بانو | 

 درختي خشك را مانم به صحرا ،

 كه عمري سر كند تنهاي تنها ،

 نه باراني كه آرد برگ و باري ،

 نه برقي تا بسوزد هستي اش را !

( فريدون مشيري ) 

 اين درخت خشك منم .

 

+ نوشته شده در  87/04/21ساعت   توسط نازنین بانو | 

 

سلام دوستاي نازنينم ،

  قول داده بودم زود به زود اپ كنم ، به قولم عمل ميكنم البته به شرطي كه شما هم منو دلداري بديد و راه حل جلوي پام بذاريد .

  تازگي ها كه نه ، يه كم كهنه تر از تازگي ها احساس مي كنم كه خيلي تنهام ، با اينكه دور و برم خيلي شلوغ پلوغه ولي واقعا احساس تنهايي مي كنم . نميدونم چرا ؟؟؟ به خدا ممنون دار مامانم و خانوادمو همه ي افراد دور و برم هستم ولي كسي كه بتونم خودمو باهاش بسازم ندارم  . قبول نداريد اگه كسي هم بفهمه چنين حكمي رو واست داره خودشو ميگيره  ؟

  تو اين اوضاع و احوال بودم كه يه دوست تلفني پيدا كردم ( البته بهتره بگم اون منو پيدا كرد ) يه وقت فكر بد نكنيدا يه دختر بود  خودمم در عجب بودم ولي خوب خداييش صحبت كردن با اون برام خيلي لذت بخش بود . اعتماد به نفسم رو خيلي برد بالا ، چيزايي رو كه خودم از بودنشون در وجودم اگاه بودم ولي به فراموشي سپرده بودمشون رو دوباره به ياد من آورد ( گيرايي صدامو ، آرامشي كه در صحبت كردنم هست و زيبايي هاي درونيه ديگه اي كه قديم نديما خيليا برشون اذعان داشتن ولي الان زدن زير همشون  ) روزاي اول من خيلي بهش مشكوك بودم چون حرف زدنش يه جورايي بو كه من اصلا دوست نداشتم ولي يواش يواش با هم كنار آمديم . من بهش خيلي عادت كردم بهتره بگم معتادش شدم ( اينو هم بگم كه  جنبه ي من يه كم پايينه زود معتاد به اطرافيانم ميشم ) خوب ديگه حسابي سرگرم بودم وقت و بي وقت ، گاه و بي گاه ميزنگيد و ميحرفيد ، تا جايي كه يه بار مامانم مشكوك شد و منم گوشيم رو گذاشتم روي اسپيكر تا مطمئن بشه  . درست عين خودم  از يه چيزايي بدش ميومد : مثه اينكه بمونه پشت خط ، چند بار متوالي اين اتفاق براش افتاد و اونم قهر كرد ( البته شيطنت از من بود  ) حالا هم با گذشت ۱۹ روز گوشيش خاموشه و هيچ خبري ازش نيست . اون چند روز كم من توي يه فضاي فانتزي بودم و در رويا كيف مي كردم ، يه جورايي قل من بود يه بار يه قصيده حميد مصدقو كامل از حفظ پشت تل خوند و منم كالي ذوق ، ولي حالا ديگه واقعا دارم مي پوسم .  تلفنام خيلاي كم شده ، اگه هم كسي بزنگه يه مادريم ميگم ، بگه من خونه نيستم !!! حوصله هيچ كسو هيچ چيو ندارم .

  اين يه قسمت از اتفاقات اين مدت بود بقيه شو هم يواش يواش براتون ميگم  تا بفهميد چه گرگايي دور و برتون دارن زندگي ميكنن !!!

 

+ نوشته شده در  87/04/21ساعت   توسط نازنین بانو | 

 

 سلام دوستاي خوشگل و خوش تيپم .

 نميدونيد چقد دلم براتون تنگ شده بود ولي باور كنيد انقد سرم شلوغ بوده و هست كه وقت سر خاروندن ندارم .  شما ها هم كه از همه بي معرفت تر البته بنده ارادتمند اقا مجتباي گل ( همون مدير وبلاگ عرفان معروف رو ميگم ) هستم كه هميشه منو شرمنده كرده و منو فرموش نكرده .

 كارام روي هم مونده و پيش نميره . . . استاد موسيقيم زياد ازم راضي نيست . ترجمه ي مقالاتو مونده كه اونم استادم تماس ميگيره و من جوابشو نميدم !!! دوست و رفيقام هم همه گله مند كه ...

 اين مدت يه جورايي احساس فاميلي با ماركو پلو مي كردم ، همش در سفر بودم اونم چه سفرايي !!! ميخوام اگه بشه توي چند تا پست سفرنامه هامو بنويسم تا بشه مايه عبرت شماها البته علي الحساب اين پند ر و اويزه ي گوشتون كنيد : هيچ وقت با دختراي لوس و ننر و هم چنين پسرايي كه به قول خودشون نامزد دارن ( يا همون  داف خودمون ) سفر نريد چون امكان داره مغزتون پاره بشه خدا به من رحم كرد كه طوريم نشد !!!.

 ولي . . .

 بگذريم انقد حرف دارم كه نميدونم از كجا شروع كنم . قول ميدم زود به زود اپ كنم .

 دوستون دارم ، دوسم داشته باشيد . ( كمبود محبت پيدا كردم )

 باي باي بوس بوس

 

+ نوشته شده در  87/04/19ساعت   توسط نازنین بانو | 
 

سلام مادر !

كه مي تراود نسيم هستي ز تار و پودت .

هميشه بخشش ، هميشه جوشش ، هميشه والا ، هميشه دريا .

 ( فريدون مشيري )

 

مادري دوست دارم قد ستاره هاي اسمون .

مادري دوست دارم .

 

مادري دوست دارم قد رنگاي رنگين كمون .

مادري دوست دارم قد گلاي رو زمين .

مادري دوست دارم.

 

مادري دوست دارم .

 

+ نوشته شده در  87/04/03ساعت   توسط نازنین بانو |