![]() |
![]() |
|
| عاشقی پاک باش |
|
جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت سر را به تازیانه او خم نمی کنم! افسوس بر دوروزه هستی نمی خورم زاری براین سراچه ماتم نمی کنم. با تازیانه های گرانبار جانگداز پندارد آنکه روحِ مرا رام کرده است! جان سختی ام نگر، که فریبم نداده است این بندگی، که زندگیش نام کرده است! بیمی به دل زمرگ ندارم، که زندگی جز زهر غم نریخت شرابی به جام من. گر من به تنگنای ملال آور حیات آسوده یکنفس زده باشم حرام من! تا دل به زندگی نسپارم،به صد فریب می پوشم از کرشمۀ هستی نگاه را. هر صبح و شب چهره نهان می کنم به اشک تا ننگرم تبسم خورشیدو ماه را ! ای سرنوشت، ازتو کجا می توان گریخت؟ من راهِ آشیان خود از یاد برده ام. یکدم مرا به گوشۀ راحت مرا رها مکن با من تلاش کن که بدانم نمرده ام! ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا ! زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز. شادم از این شکنجه خدا را،مکن دریغ روح مرا در آتشِ بیداد خود بسوز! ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست بر من ببخش زندگی جاودانه را ! منشین که دست مرگ زبندم رها کند. محکم بزن به شانه من تازیانه را . فریدون مشیری
|
|
+ نوشته شده در
87/10/19ساعت توسط نازنین بانو |
|
|
سلام دوستاي خوبم ، خوبين ؟ من هم بدك نيستم !!! باز هم تداعي خاطرات مثه خوره افتاده به جونم . (( لحظات گذارست و خاطرات ماندگارند ، حاضرم تمام دارايي را بدهم تا لحظات ماندگار و خاطرات گذارا شوند )) اين روز ها خيلي روزهايي عجيب و غريبيه ، هر كس به يه دري مي زنه تا حاجتشو بگيره . ولي براي من ديگه اين كارا معني نداره چون تمام راه هايي كه اينا الان دارن ميرن من ، خودم آسفالتشون كردم . يادتون باشه اگه شك نكنيد حتما بر آورده ميشه
بي صبرانه در انتظارم تا ، زمان سالخوردگي ام فرا برسد ! شايد عشق پيري ، چيز ديگري باشد .
|
|
+ نوشته شده در
87/10/17ساعت توسط نازنین بانو |
|
|
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا از عاشقي مردن |
|
+ نوشته شده در
87/10/03ساعت توسط نازنین بانو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
هر ان کو خاطری مجموع و یاری نازنین دارد , سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد .
|
| آرشیو موضوعی |
|
فراسوی چشم من درد دل های من با شما ... شل سیلور استاین پائولو کوئیلو جبران خلیل جبران قلم فرسایی روح من بر ... |
|
RSS
|