تبليغاتX
فراسوی چشم من
عاشقی پاک باش
 سلام ،

 خوبي ؟ چه خبرا ؟ خوش ميگذره ؟

 اين روزا خودمو كشتم از بس خوشحال بودم . البته امروز يه كم ضد حال خوردم  ، ولي باز هم روز خوبي بود !!! يعني اين چند روز خيلي روزاي خوبين !!! همه خوب ، خوش ، سرحال و مهربون ...

 من زنده ام ، نفس ميكشم ، نازنينم ... مغرور ، جدي ، خنده رو و خوش ... مثه قبلنا ...

 البته يه تغييراتي هم كردم ها ... ديروز متوجه شدم ...  ديروز يه جزوه ي قديميم كه دسته يه نامردي بود ، بهم برگردونده شد ... ديدم توش چقد شعره ... پره شعراي عاشقونه و دوست داشتني :

 نازنينا ، ما به ناز تو جواني داده ايم ... 

 اما حالا ها ديگه از اين چيزا ميخونم :

 نبسته ام به كس دل ... نبسته كس به من دل  ، چو تخته پاره بر موج ، رها رها رها من ...

 روحيه ام خيلي فرق كرده ولي زنده ام ... شادم و البته سرزنده ...

  من عاشقم ...

 عاشق پاك بودنم ..

  عاشق اون لحظه اي كه ميگي دوست دارم منم ...

  من همينم ... همين و بس ... ميخواي بخواه ميخواه بترس ... ميخواي بمون ميخواي برقص

 برقص به ساز زندگي ... برقص به ساز بندگي ... برقص با من ، به ساز من ...

 عاشقه پاكي كه ميگفتم منم ... من همينم ... همينو بس ...

 

 برام دعا كنيد ، انسان باشم و انسان بمونم ...

 باي باي بوس بوس

+ نوشته شده در  88/01/21ساعت   توسط نازنین بانو | 
 الآن تقريبا كمي بيشتر از يك هفتس كه سال تحويل شده ... هفته ي پيش همچين موقعي من كنار افرادي بودم كه همشون رو عاشقانه دوست دارم و احساس غرور مي كردم كه در كنار اين جمعم كه همه منو دوست دارن و من هم اونا رو دوست دارم ...

 ببخشيد يادم رفت : سلام !!! خوبين دوستاي خوبم ... ؟؟؟

 اين اولين آپديت امساله كه دوست دارم هر چي به ذهنم مي رسه توش بنويسم ... هر چي از خوش بختي و خوش اقباليه كه در چنين خانواده اي هستم ...

 امسال دومين ساله زندگيه من بود كه برخلاف عقيده ي مادري مبني بر اينكه لحظه ي سال تحويل بايد خونه ي خودمون باشيم ، خونه ي خودمون نبوديم و همه همراه با فاميل دوست داشتني من دور همديگه جمع بوديم و با شمارش معكوس كه پيشنهاد دايي جان بود سال رو در كنار كسايي كه دوسشون داريم تحويل كرديم ... پس امسال هم مثه اون سال سال متفاوتيه ، كم اون سال دانشگاه قبول شدم تا ببينيم امسال هم ميشه چيزه خوبي قبول بشم ....

 عيد امسال ما از ۱۰ روز قبل از سال نو شروع شد و همه و همه در كنار هم جمع شديم و گل گفتيم و گل شنيديم و جنگيديم و آتش بس اعلام كرديم ...  گردش رفتيم ، مسافرت كرديم ، رستوران رفتيم و كار فرهنگي انجام داديم : بحث فرهنگي ، نقد وبررسي و ... مگه نمي دونيد ما كلي فرهنگيم ...

 من امسال فهميدم ميشه كنار كسايي باشي كه از بچه گي ميشناسيشون و كنارشون بودي و از همين كنار هم بودن ميشه لذت برد ... ( آخه من قبلا اين طوري نبودم ) ميشه يواشكي پيتزا سفارش داد و پلشو يكي ديگه حساب كنه ... ميشه شعر خوند و از احساسات گفت ، ميشه كار همديگه رو نقد كرد ... ميشه فيلم ديد با همديگه ... اون هم چه فيلم هايي   ميشه گيتار زد وخوند  اون ه مبه سفارش كسي كه ميگفت ذوست داره و رفت ... ، ميشه امضا داد به كسايي كه واقعا دوست دارن و دوسشون داري ، ميشه تباني كرد و حال اون يكي رو گرفت ، ميشه سه تار گوش داد و لذت برد ، ميشه شعراي قديمي رو تغيير داد ، ميشه كسايي رو كه فكر مي كني ازشون متنفري دوست داشت ... ميشه با رقبا دوست شد ، ميشه درددل كرد ، ميشه بوسه زد و چشمك  و ... هر كاري كه من قبلا در جمع بودم ولي نمي كردم .

 امسال لذت بردم ، به تمام معنا . البته همه چيز خوب مطلق نبود ولي خب ساختيم ... در اين جمع كسايي هم بودن كه حرص آدمو در بيارن ولي شكر خدا تمام مدت نبودن ...

 امسال از ابراز محبت يه نفر هم خيلي لذت بردم ولي مثه تمام پسرهايي كه من ميشناسم دو روز بعدش سر و سنگيني كرد ...  فكر كرد من مثه خودش بي جنبم ...

 امسال از مصاحبت با يه نفر كه احساس كرده بودم ازش ديگه خوشم نمياد هيچ تازه بدم هم مياد ، كلي لذت بردم ...

 امسال از دعاي چند نفر شوكه شدم اول از دايي جان شوكه شدم ( پيدا كردن Mr right ) چون براي هيچ كس چنين دعايي نكرد !!! و البته دعاي پگازون ( زايشگاه ) و البته دعاي خيلياي ديگه ... انگار من سر دله اونام ... همه آرزوهاي خوب براي هم كردن ولي براي من فقط در اين زمينه بود .... اگه يه زمانه ديگه بود شايد خيلي خوشحال ميشدم ولي تفكرم يه كم تغيير كرده : اهداف بزرگ در سرم دارم و ميخوام بهشون برسم ...  برام دعا كنيد در اين سال كه اميدوارم خير و بركت از سر و روش بباره پر از موفقيت برام باشه ... براي همه پر از موفقيت باشه ...

 الآن حدو نيم ساعته كه دارم مي نويسم و هي پاك مي كنم ، ديگه خوب و بدش رو به خوب و بد خودتون ببخشيد

 دوست دارم همه رو ، و دوست دارم همه هم منو دوست داشته باشن !!! يعني ميشه ؟؟؟

 باي باي بوس بوس

+ نوشته شده در  88/01/07ساعت   توسط نازنین بانو |