تبليغاتX
فراسوی چشم من
عاشقی پاک باش

 

 يك نفر ، به نام حقيقت ، به صليب كشيده شد . اما پيش از مرگ براي ما تعريفي ژرف از حقيقت به جاي گذاشت .

 حقيقت چيزي نيست كه به ما اطمينان و يقين مي بخشد .

 حقيقت چيزي نيست كه ما را از ديگران بهتر مي كند .

 حقيقت چيزي نيست كه در زندان عقايد از پيش تعيين شده ي خود حبس كرده ايم .

  حقيقت چيزي است كه ما را آزاد مي كند .

 آن مرد گفت : حقيقت را بدان و بپذير كه حقيقت تو را آزاد خواهد كرد .

 ( مكتوب ، پائولو كوئيلو  )

 

+ نوشته شده در  87/05/07ساعت   توسط نازنین بانو | 

 

  این چند روز با بند بند وجودم اینو حس کردم . هر چند هم وسطش یه گریزی بزنی به این ور اون ور دوباره جهان بر میگردونتت به جای اصلیت . امیدوارم شما هم با باور بر این موضوع به افسانه ی شخصیتون برسید . حالا هم براتون از پائولو کوئیلو میگم تا بهتر حرفمو بپذیرید :

هنگامی که شما چیزی می خواهید , همه ی جهان دست به یکی میکند تا بتوانید رویای خویش را تحقق بخشید .

 من با همه ی وجود به این مطلب باور دارم . با این همه زیستن سرنوشت خویش شامل مراحلی است که ورای ادراک ما قرار دارد و هدف ان نهایتا بازگرداندن ما به الگوی  << افسانه ی شخصی >> و یا اموختن درسهاییست که برای تحقق سرنوشت ما لازم هستند .

 

+ نوشته شده در  86/06/21ساعت   توسط نازنین بانو | 
عشق نورزیدن یعنی گفتن اینکه خدا هرگز اندیشه ها و زندگی ما را الهام نبخشیده است . یعنی هرگز انقدر به او نزدیک نشده ایم که عشق سرشارش ما را در بر بگیرد .

( پائولو کوئیلو )

+ نوشته شده در  86/04/08ساعت   توسط نازنین بانو |