تبليغاتX
فراسوی چشم من
عاشقی پاک باش
 

 از يك خود كامه، يك بدكار، يك گستاخ، يا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نيك رای نداشته باش .

 زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست .

 شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟

 ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی .

 اندوه و شادی همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و شادی .

 رابطه دلی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد .

 تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند .

 

+ نوشته شده در  87/06/04ساعت   توسط نازنین بانو | 
 

ـــ خوش بود که در دوستی غرضی در میان نباشد , مگر ژرفا بخشیدن به روح . زیرا عشقی که جز گشودن راز درونش , طالب چیز دیگری باشد عشق نیست , دامی است گسترده , که جز بیهودگی در ان نمی افتد .

ـــ دوستی مسئولیت شیرین است , نه یک فرصت .

ـــ اگر دوستت را در تمامی شرایط درک نکنی , او را هرگز درک نخواهی کرد .

ـــ دوست من تو دوست من نیستی , اما چگونه می توانم به تو بفهمانم ؟ راه من , راه تو نیست . با وجود این , با هم گام بر می داریم , دست در دست هم .

 

+ نوشته شده در  86/06/15ساعت   توسط نازنین بانو | 
من و دوستم در سایه ی معبدی نابینایی را دیدیم .

دوستم گفت این داناترین مرد جهان است .

نزدیک شدیم و پرسیدم : از کی نابینا شدی ؟

- از وقتی زاده شدم .

گفتم من یک ستاره شناسم .

نابینا پاسخ داد من نیز .

انگاه دستش را روی سینه اش گذاشت و گفت : از درون اینجا خورشیدها و ستارگان را رصد میکنم

+ نوشته شده در  86/04/08ساعت   توسط نازنین بانو |