تبليغاتX
فراسوی چشم من -
عاشقی پاک باش
 

سلام گليا !

 خوبيد ؟ من هم خوبم .

  تو اين گير ودار انتخابات خودمونو كشتيم ، فكر كنم قبض موبايلم به خاطر اس ام اس هاي تبليغاتي كه ميدم سر سماور بياد . توي اين مدت بعد از يكي از مناظره ها تا ۲ شب داشتم با يك آدم روشنفكر مآب بحث مي كردم . ديگه داشتم از خواب مي مردم ولي نميخواستم كم بيارم تا ديگه آخرش گفتم خواباي خوب ببينيد و قطع كردم .

۴ سال پيش ، نزديكاي انتخابات بود كه يه پسر قد بلند ، ۴ شونه و يه كم تپل زير چراغ سر در خونه ي خالش ايستاده بود . توي اون نور زياد قيافش معلوم نبود ولي بد هم به نظر نميومد ، اسمش عرشيا بود . همون زمان يه دختر ۱۷ ـ ۱۸ ساله ، قد بلند و اون هم يه كم تپل با لباي كوچولو ، دم در حياط اون خونه با يه ظرف آش نذري توي دستش منتظر دوستش بود ( دختر خاله ي اون پسره ، اسمش ندا بود) همين طور كه دختر منتظر ندا وايساده بود تا بيادو كاسه ي آش رو بگيره يه دختر كوچولوي ناز دويد طرفش ، اون دختر هم خم شد و اونو بوسيد و بهش گفت تو چقد نازي ! وقتي ندا اومد بعد از روبوسي و احوال پرسي ، دختر كوچولويي كه اونجا بود دويد كه بره توي خونه و يهو خورد توي پاي عرشيا ، اون هم دولا شد و دخترك رو بغل كرد و بوسيد و بهش گفت : تو چقد نازي . اون زمان اون دختر ، تمام اين كارا رو به پاي پسر بودن و لوس بازياي پسرونه هنگام برخورد به يه دختر فرض كرد و نمي دونست شايد اون تنها كسي باشه كه توي يه نگاه عاشقش شده و شايد ديگه  هيچ كس توي زندگيش يه چنين حسي بهش پيدا نميكنه .

بعد از مدتي ، توي امتحانات دوباره اون پسر رو ديد كه سوار يك مزدا ۳۲۳ خوشگل بود ومنتظر دختر خالش كه اونو ببره خونه . ندا بهش اصرار كرد كه بيا با ما تا برسونيمت اما اون دختر كه يه چيزي ته دلش مي گفت بره و يه چيزي هم ميگفت نره ، آخرش گفت نه ، بابام مياد دنبالم . ندا هي اصرار مي كرد، تا بالاخره عرشيا گفت ، بذار راحت باشن ، هر جور كه دوست دارن .لا مذهب صداش هم خوب بود و البته خيلي گيرا .

  دو سه روز بعد ندا بهش گفت كه خاله ي من سرطان داره و دم مرگه و آرزوش اينه كه عروسي پسرش رو ببينه و پسر خاله ي من از تو خوشش اومده . دختر بيچاره مونده بود ، چه كار كنه ؟ ندا گفت كه ميخوان با مامانت صحبنت كنن ولي اول ميخوايم بدونيم تو چي ميگي ؟

 و اون دختر باز هم گفت نه !!! و البته رايش رو به كسي داد كه عرشيا مي خواست راي بده كه البته انتخاب نشد .

 

 حالا من ميخوام بگم به دليل اينكه فلاني ميگه اين و يا بهماني ميگه اون ، انتخاب نكنيد يا حداقل پيرامون اون شخص يه كم مطالعه كنيد و ببنيد نظراتش با شما جور در مياد يا نه ؟ اون وقت راي بديد .

 به اميد داشتن سرزميني پاك و شاداب و جوان .

 با هم براي تغيير ، تنها براي ايران ............

 باي باي بوس بوس  

+ نوشته شده در  88/03/18ساعت   توسط نازنین بانو |